ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

872

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

و هذا شهر فيه ليلة القدر التى هى خير من الف شهر ؛ كه بايد در اين ماه مبارك تلافى گناهان يازده ماه گذشتهء ديگر را نمود ، نه اينكه در خود آن گناهانى بر گناهان سابقه افزود . استغفر اللّه ربى و اتوب اليه . و در « تذكره شعراى خوانسار : 204 » عنوانى دارد بنام همايون شاعر ، و تقريبا مطالبى كه اينجا بنام اين همايون نوشته شد - غير از تاريخ قتل - بنام او آورده . * ( 404 - وفات ملا عبد الكريم اشراق قاينى ) * قاين به‌طورىكه در كتاب « بهارستان » در تاريخ رجال قاينات و قهستان ، تأليف حاج شيخ محمد حسين آيتى ( ص 13 ) نوشته ؛ شهر كوچكى است در ناحيه قهستان كه آن به‌طورىكه در ( ص 10 ) فرموده ولايتى است محدود بولايت هراز و سيستان و خراسان و بيابان لوط . و قاين در سابق دار الملك قهستان بوده و اينك داراى حدود هفت هزار جمعيت و محصول عمده‌اش زعفران ، و سورى محكم و مسجدى باشكوه دارد كه ايوانش بغايت رفيع و بنيانش بسى منيع است ، انتهى . و در ( ص 278 ) ملا عبد الكريم مذكور را ترجمه نموده و از آن چنين برآيد كه وى از علما و فقها بوده و ذوقى عارفانه و مشربى حكيمانه داشته و سالها در اصفهان در خدمت آقا محمد بيدآبادى درس خوانده و بعد از آن به وطن خود برگشته و سفرى بكابل و هندوستان تا نواحى كشمير نموده و در ايام اقامت كابل مورد توجه تيمور شاه شده و با جمعى از رجال علمى آنجا همچون : ميرزا هادى خان منشى الممالك متخلص بعشرت و ميرزا خليل خان متخلص بمفتون فرزند ميرزا عليرضا خان مستوفى الممالك و ميرزا أحمد خان وكيل ؛ مصاحبت و معاشرت و مشاعرت بهم‌رسانيد ، و چندى در طبس با ميرزا سيد محمد نامى معاشر و در استرآباد با مايل تخلصى رفاقت داشته . در « بهارستان : 279 » فرمايد : از آثار وى دفترى است كه در نزد اين فقير است و قسمتى از مراسلات او كه با آقا محمد بيدآبادى و آخوند ملا حمزه و ميرزا جعفر اصفهانى متخلص بأسير و ملا اسماعيل متخلص بمنزوى و ديگر اشخاص داشته ، و بخشى از قصايد و غزليات و مثنويات و رباعيات او كه بعضى در مدح آقا محمد بيدآبادى است در آن درج شده ، و وى با ملا اسماعيل منزوى مرقوم و ملا على اشرف صبوحى از يك